تبلیغات
صدای نور

درباره معمار ایرانی (1)

چهارشنبه 13 شهریور 1392 11:43 ب.ظ
طبقه بندی:معماری و شهرسازی، تاریخ‌معماری و شخصیت‌ها، 


درباره معمار ایرانی (1) :
استاد حاج مهدی حیدریان (معمار معاصر شاهرود)


استاد حاج مهدی حیدریان، معمار مشهور معاصر شاهرود که بناهای زیبا و ارزشمندی شامل چندین خانه، مسجد، حمام و ... از خود به یادگار گذاشت، متولد شهر یزد است.


وی پس از گذراندن دوره نوجوانی به پیشه معماری روی آورد. او برای کسب تجربه و مهارت بیشتر، چندی نزد حاج کریم محبیان از معماران بزرگ یزد به شاگردی پرداخت و در همین دوران در سن 25 سالگی با دختر حاج کریم ازدواج کرد. و سپس به شاهرود مهاجرت کرد.

در دورۀ قاجاریه، اقتصاد و جامعۀ سنتی شاهرود تحت تأثیر عوامل محلّی و بیرونی دستخوش تحولات چشمگیری گردید. چنانکه در این دوره شاهرود تبدیل به یک مرکز عمدۀ تجاری و ترانزیتی کشور گردید. رشد و رونق داد و ستد سبب مهاجرت تجار از نواحی مرکزی به شاهرود شد. تجّار یزدی مقیم شاهرود نیز از جمله این گروهها بودند. برخی از آنها برای ساخت فضاهای مورد نیاز خود از معمار حاج کریم محبیان استمداد کردند که معماری زبده و ماهر به شاهرود اعزام نماید. ایشان نیز دامادش حاج مهدی حیدریان را به شاهرود فرستاد.

استاد حاج مهدی در نخستین سفر به شاهرود برای حاج سید آقای یزدی - تاجر یزدی مقیم شاهرود - خانه ای حول ادارۀ میراث فرهنگی فعلی شاهرود واقع در خیابان بهرام بنا نهاد و پس از اتمام آن به دیار خود بازگشت. چندی بعد یکی دیگر از تجار شاهرود به نام حاج ملا محمدباقر اخیانی از وی برای بنای مسجدی که به نام اخیانی ها مشهور است(واقع در خیابان 29 اسفند) دعوت می‌کند.



ایده های خلاق برای درب پارکینگ ها

چهارشنبه 13 شهریور 1392 11:37 ب.ظ
طبقه بندی:هنر و گرافیک، 








نمایی از شهر بارسلونا - اسپانیا

چهارشنبه 13 شهریور 1392 11:26 ب.ظ
طبقه بندی:معماری و شهرسازی، 


به خطوط عرضی، طولی و مورب خیابونها دقت کنین...




با تشکر از آقای مهندس ابراهیم پور








درباره معمار (2)

شنبه 2 شهریور 1392 11:50 ب.ظ
طبقه بندی:معماری و شهرسازی، تاریخ‌معماری و شخصیت‌ها، 


درباره معمار (2) :
لودویگ میس ون در روهه (Ludwig Mies van der Rohe)



لودویگ میس ون در روهه
(۲۷ مارس ۱۸۸۶ – ۱۷ اوت ۱۹۶۹) معمار آلمانی-آمریکایی، و سومین مدیر باوهاوس از ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۳ بود. همکاران، دانشجویان، نویسندگان و دیگران معمولا او را توسط نام خانوادگی او یعنی میس مورد خطاب قرار می دادند.

پرونده:Ludwig Mies van der Rohe.jpg
لودویگ میس ون در روهه، در کنار والتر گروپیوس و لو کوربوزیه به عنوان استادان پیشرو در معماری مدرن شناخته می‌شوند. میس مانند بسیاری از معاصران خود به دنبال بنا نهادن یک سبک معماری ای بود که نمایانگر عصری جدید باشد درست مانند کاری که سبک های معماری کلاسیک و معماری گوتیک برای زمان خود انجام دادند.او یک سبک معماری قرن بیستمی تاثیر گذار را خلق کرد که دارای صراحت مفرط و سادگی بود. در ساختمان های کامل ساخته شده، او از مصالح جدید مانند فولاد صنعتی و صفحات شیشه ای برای تعریف فضاهای داخلی استفاده کرده است. او تلاش کرد که به سمت معماری ای برود که دارای حداقل چارچوب ساختمانی باشد و دارای یک تعادل در مقابل آزادی ضمنی جریان آزاد فضاهای باز باشد. او ساختمان های خود را معماری “پوست و استخوان‌ها” می نامید. او در جستجوی یک روش منطقی بود که باعث هدایت فرآیند خلاق طراحی معماری شود. او بخاطر استفاده از کلمات کوتاه "کمتر بیشتر است (Less is More)" و "خداوند در جزییات است (God is in the Details)" شهرت دارد. وی در آمریکا و بخصوص در موسسه فناوری ایلینوی آمریکا آثار مهمی از خود بر جای گذاشت.

اوایل دوره زندگی

میس در مغازه ی حکاکی بر روی سنگ و چندین شرکت محلی طراحی داخلی کار می کرد و سپس به برلین رفت و به دفتر طراح داخلی برونو پاول پیوست. او حرفه معماری خود را به عنوان یک کار آموز در کارگاه پیتر بهرنس بین سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۲ میلادی شروع کرد، جایی که او در معرض نظریه های رایج معماری و فرهنگ مترقی آلمان قرار گرفت او همچنین در کنار والتر گروپیوس و لو کوربوزیه کار می کرد. او همچنین به عنوان مدیر پروژه های ساختمانی سفارت امپراطوری آلمان در سن پترزبورگ تحت نظر پیتر بهرنس کار می کرد. استعداد او به سرعت شناخته شد و او با توجه به عدم تحصیلات رسمی دانشگاهی شروع به قرارداد بستن به صورت مستقل کرد. او کم گو، مشاوره گر و ار لحاظ جسمانی با ابهت بود. لودویش میس به عنوان قسمتی از یک تبدیل سریع از پسر یک کاسب به یک معمار که با فرهنگ ممتاز برلین کار می کند، نام خانوادگی خود را تغییر داد و نام خانوادگی مادر خود (ون در روهه) را که تاثیرگذار تر بود برگزید. او کار مستقل و حرفه ای خود را با طراحی ساختمان های طبقات مرفه جامعه با سبک سنتی محلی آلمانی شروع کرد. او پهنِ متناسب را، نظم عناصر موزون را و توجه به رابطه سازه های ساخته شده توسط انسان با طبیعت را و ترکیب های ساده ی حجم های مکعبی کارل فریدریش شینکل متعلق به سبک معماری نئو کلاسیک پروسی (Prussian Neo-Classical) در اوایل قرن ۱۹ را، در صورتی که در آن قرن درنظر نگرفتن گلچین بودن و درهم ریختگی سبک معماری کلاسیک به دلیل این که با عصر مدرن نامربوط است رایج بود، را می پسندید.


درباره معمار (1)

شنبه 2 شهریور 1392 11:38 ب.ظ
طبقه بندی:معماری و شهرسازی، تاریخ‌معماری و شخصیت‌ها، 


درباره معمار (1) : آدلف لوس (Adolf loos)


تولد:    10 دسامبر 1870

مرگ:   23 آگوست 1933

یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین معماران اتریشی-چکسلواکیایی در معماری مدرن اروپا بود.

مقاله معروف او به نام “تزئینات و جنایت” ؛ سبک پوشیده از گل و تزئینات ؛رد نمودن حذب وینا ( vienna ) که شیوه انشعابی از هنر نو فرانسه بود.

آدلف در سال 1870 در برنو اتریش زاده شد.وقتی تنها 9 سال داشت پدرش که سنگتراش بود، درگذشت.او پسر سرکشی بود و در آن دوران صبر خود را بر اثر مشکلات زیاد از دست داد.وی در این دوران در کوشش های مکرر خود برای ورود به مدرسه معماری شکست خورد.

او در یکی از فاحشه خانه های وین به بیماری آبله دچار شد و در سن 21 سالگی عقیم گشت در ادامه این اتفاق مادرش او را عاق نمود.

پس از آن او به امریکا رفت و مدت 3 سال به انجام کارهای عجیبی در نیویورک پرداخت. آدلف در این دوران خود را شناخت و آن خود گمشده خویش را بازیافت.

در ادامه به وین بازگشت ؛سال 1896 . در آن هنگام فردی بود که تمام و کمال تزکیه ذهنی شده بود و سلیقه اش پالوده گشته بود.

او خیلی زود وارد طبقه روشنفکر وین شد. دوستان او از جمله لودویک ویتگستن( wittgenstein ) ، آرنولد شونبرگ( schonberg ) و کارل کاروس( karus ) بودند.

آدلف بسرعت شهرت خود را به عنوان یک معمار از طبقه سرمایه دار و با فرهنگ وین کسب کرد.

با تشخیص سرطان در سال 1918 ، معده، آپاندیس و روده آدلف از بدنش خارج گشت. و او در مابقی زندگی خود تنها میتوانست خامه و گوشت ران را هضم کند.

آدلف تعدادی ازدواج ناموفق داشت. زمانی که 50 سال داشت تقریبا به طور کامل کر بود.در زمان مرگش یعنی سال 1933 او بطور کامل بی پول بود . در سن 63 سالگی در کالکسبرگ در نزدیکی وین جان باخت.

...


تادائو آندو
از میان فضاهای پیرامون , خانه بلافصل ترین فضای مرتبط با آدمی است . به طور روزمره از او تاثیر می گیرد و بر او تاثیر می گذارد . اولین فضایی است که آدمی احساس تعلق فضایی را در آن تجربه می کند . مجموعه حواس پنجگانه به طور دائم سرتاسر آنرا طی می کند و در مدت کوتاهی بدان خو می گیرد . خانه تنها مکانی است که اولین تجربه های بی واسطه با فضا در انزوا و جمع در آن صورت می گیرد . خلوت با خود , همسر و فرزندان و دیگران , همه و همه بی تعرض غیر در آن ممکن می گردد .

خانه را می توان به عنوان فضایی سه بعدی که خانواده ای متشکل از تعداد معینی از افراد را در برگرفته است دانست. از آنجا که مقیاس خانه محدود به آن اندازه ای است که دست انسان بتواند به همه چیز برسد، معماری فضای سکونتی و هر آنچه که با آن در می آمیزد، با پوست انسان تماس می یابد. اما خانه نمی تواند مکان تجمع خصوصی نابی باشد چراکه در گستره ای وسیع تحت نفوذ آن دسته از شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است که پیش زمینه ای را شکل می دهند که چشم پوشیدن از آنها ممکن نیست. از آنجا که خانه عینیت بخش انبوهه کنش های انسانی است، مسائلی را هم در تمامی جنبه های معماری در بر می گیرد.

در محیط شهری فرو مرتبه ای که دستاورد جامعه ای است که تکنولوژی را بر همه چیز حاکم می کند، خانه شخصی، آخرین پناهگاه بشر شده است. در نتیجه خانه شخصی عالم صغیر مفهومی اجتماعی، در برابر پیشینه فلسفه فردی است. این خود موقعیتی است برای دریافتن اینکه چگونه معماری باید با محیط طبیعی و شهری مرتبط باشد و مصالح را از طریق تماس مستقیم انسان، ملموس سازد. فضاهای انبوه عرضه شده در طراحی مسکونی می تواند نقطه آغازی باشد برای طراحی تمام انواع دیگر فضاهای شهری معمارانه .


(مونتا موزونا)

به قول بیرس (طنز نویس آمریکایی)، هرچقدر هم که معماران وراجی کنند، در روی زمین خانه انسان زیان آورتر از ویروس است. اما رفتار من با دو دلی آمیخته است، چراکه می توانم به سیاق دن کیشوت بگویم که خانه مرکز جهان و کل عالم است. با اختیار کردن ترکیبی از اولی که دیدگاهی انسانی دارد، دوست دارم که شهر متداول را ویران کنم و جهانی بیافرینم که چیزی شبیه به آنچه در اسطوره ها یافت می شود باشد. انگاره هایی وجود دارد از قبیل اینکه "شهر، نوعی درخت است" و "شهر نوعی نیم شبکه است"، اما من ترجیح می دهم که این نوع رابطه بین شهر و معماری را کنار بگذارم و بگویم که خانه در کیهان حضور دارد و کیهان هم در خانه حضور دارد. تصویری که من در نظر دارم شبیه به لانه ای از جعبه هاست.


مایومی میاواکی

خانه، خودم هستم. البته، درباره انواع دیگر معماری نیز همین طور فکر می کنم، ولی حس ارتباط با خودم قوی تر است از با خانه. من فضاهای پنهان شده را دوست دارم. دوست دارم قادر باشم آزادانه زندگی کنم. هروقت بخواهم دراز بکشم، هر وقت بخواهم در فضاهایی که در بیرون به طور درخشانی رنگ شده اند گردش کنم. دوست دارم گاهی اوقات صداهایی از جهان دور دست را بشنوم و همچنین قادر باشم آسمان دوردست را در حالی که دائما آگاه از فعالیت های روزانه خانواده ام باشم ببینم. من کاملا به شیوه زندگی عادی و آرام، عشق می ورزم.

خالقان فلسفه معماری معاصر به وجود انسان عملا به مثابه واحدهایی از جامعه توجه کردند و با این گرایش فکری، خانه صرفا محل سکونت شد. تاکید در طراحی به تعیین جا و کمال واحدهای مسکونی قرار داده شده بود. متاسفانه توجه بسیار زیادی صرف تکنولوژی کردند و نتیجه آن کم توجهی به شیوه هایی بود که در آن مردم می بایست در میان این فضاها زندگی کنند اما اکنون معماران در پی شیوه هایی برای تدارک محیطی هستند که افراد بتوانند به نحوی شایسته با بهترین شخصیت انسانی در آن زندگی کنند.


(فرانسیس بیکن)



  • تعداد صفحات :53
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!





Powered by WebGozar

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!
Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!

نظرسنجی

  • دنبال چه مطالبی در مورد معماری هستی؟

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!
Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Dedicated Hosting Free Page Rank Tool