ذكر ناطق، حجّت و شیر خداست

دست پیغمبر كه شمشیر خداست


همنشین بینوایان، روی زرد

این علی باشد كه خیبر باز كرد


جانشین اعظم پیغامبر

شك تو بر این گون حقیقت ها مبر


ذوالفقارش غیر حق گردن زند

هرچه گوید حق، علی هم آن كند


حكمتش از آسمان دارد نشان

صحبتش رنگین تر از رنگین كمان


هفت‌رنگش‌عدل‌واحسان‌است‌وبس

رهنمای راه انسان است و بس


جنگ با نفس است‌وتبشیرونذیر

ذكر حق چون می كند او؟ بی نظیر


عالم از ادراك او عاجز نمود

هین فقط «یك از هزاران» را گشود


با همان «یك» می‌توان شهزاده‌شد

از اسارت رسته و آزاده شد


«یا علی گویان» به پا خیز و برو

«گر تو می‌خواهی كه باشی پیشرو»*


از علی حقّ و حقیقت را بجوی             

كاو سپید اندر ره حق كرده موی


هر چه گفتم ذرّه ای از كوه اوست

گر توانم این بُوَد، بر من نكوست


گر تو بنشینی جمالش بنگری

شاید از صدها یكی را پی بری


پس بیا و ذهن خود را باز كن

سوی مولا پر بزن، پرواز كن


جعفر شکری (تاریک)

عید همتون مبارک عزیزان هنرمند