ماه شب 14 محرم ...

یکشنبه 26 آبان 1392 10:07 ب.ظ
طبقه بندی:عکاسی، متفرقه، 


این ماه تهرانه. خودم امشب ازش عکس انداختم...

شب 14 محرم...

جالبه که ماه هم رنگ پریده س این ماه...



http://www.uplooder.net/


http://www.uplooder.net/



http://www.uplooder.net/




...« گـریــزان »...

سه شنبه 21 آبان 1392 11:00 ب.ظ
طبقه بندی:ادبیات، متفرقه، 

... همیشه گریزان بودم. پدرم نیز این چنین بود ... و برادرم. هیچ جایی امان کامل نداشتیم. همواره آشکار یا نهان در پی‌مان بوده‌اند. به جرم کدام گناه گرفتار آنها آمدیم نمی دانم. انتظار دارند در پایشان افتیم و اشک و التماس و ... خیال باطل! هرگز تن به این ذلّت نخواهم داد. حتّی اگر قرار باشد تا ابد گریزان باقی بمانم.

یادم می آید که پدرم، و حتّی پدربزرگم نیز باید می گریختند. البته می گریختند؛ ولی خونسرد در میان مردم قدم بر می داشتند و با آنها بی واهمه سخن می گفتند. گویی نمی دانند که عدّه ای به خون آنها تشنه اند. البته می دانستند؛ ولی ترسی به دل راه نمی دادند...

تا در نهایت پدربزرگم را در هنگام مرگش ترک گفته و خیالبافش خواندند. پدرم را نیز در نهایت معصومیت ... یادم نمی رود زمانی را که به مادرم در خانه تنها حمله کردند و ... من و برادرم کوچک بودیم. چنان گریه می کردیم که لباس هایمان خیس شده بود. ولی نمی توانم درک کنم که پدرم چه می کشید؛ از یک طرف دنیای بیرون که منتظر موقعیت بود تا به تک تک ما حمله کند و از پای درآوردمان. و از طرف دیگر، یار و یاوری برایش نمانده بود تا لااقل در اندرون دمی بیاساید...

دفن کردیم مادر را در جایی دور از چشم مردمان. شبانه. بی هیچ نشانه ای. به هیچ چشمی نمی توانستیم اعتماد کنیم ... و بازگشتیم و پنهان شدیم.

حال نوبت به پدرم رسیده بود. پس از چندین سال سختی و محرومیت و ناحقّی که روا داشتند، در نهایت در حال راز و نیاز با تیغی خلاصش کردند. گویی خودش منتظر بود. چنانکه مادرم نیز در صبح آن روز شوم، چنان با محبّت با ما بازی می کرد و موهایمان را شانه می زد و لباس هایمان را مرتّب می کرد، پدرم نیز خود را به بهترین صورت و نیک ترین عطر آراست و به میان مردم وارد شد، تا اینکه ...

گویی الهام می شود به برخی مردمان گاه مرگشان. و خود آنهایند كه قدم های آخر را به سوی آن برمی دارند.

همیشه گریزان بودم...



برای مطالعه متن کامل و دریافت فایل، روی لینک زیر کلیک کنید.


Gorizan.pdf



روز واقعه...

سه شنبه 21 آبان 1392 10:32 ب.ظ
طبقه بندی:دانلود، متفرقه، 

در آستانه تاسوعای حسینی...

از همه دوستان التماس دعا دارم...

واسه همه گرفتارا دعا کنین دوستان هنرمند من



اینجا براتون پیج دانلود و مشاهده آنلاین فیلم زیبا و تاثیر گذار "روز واقعه" رو گذاشتم. (قسمت دنبالک انتهای همین پست)

ببینید و لذت ببرید.


با اینکه دیر شده ... مولایم علی‌ست

شنبه 4 آبان 1392 11:15 ب.ظ
طبقه بندی:ادبیات، متفرقه، 

ذكر ناطق، حجّت و شیر خداست

دست پیغمبر كه شمشیر خداست


همنشین بینوایان، روی زرد

این علی باشد كه خیبر باز كرد


جانشین اعظم پیغامبر

شك تو بر این گون حقیقت ها مبر


ذوالفقارش غیر حق گردن زند

هرچه گوید حق، علی هم آن كند


حكمتش از آسمان دارد نشان

صحبتش رنگین تر از رنگین كمان


هفت‌رنگش‌عدل‌واحسان‌است‌وبس

رهنمای راه انسان است و بس


جنگ با نفس است‌وتبشیرونذیر

ذكر حق چون می كند او؟ بی نظیر





یک آدم شریف یا یک دزد زبردست؟

جمعه 11 مرداد 1392 02:29 ب.ظ
طبقه بندی:ادبیات، متفرقه، 

در فولكلور آلمان ، قصه ای هست كه این چنین بیان می شود :
مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت.
متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضی برود و شكایت كند .
اما همین كه وارد خانه شد ، تبرش را پیدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می كند .
 
پائولو کوئیلو
همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که
 
ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم



وااااللللللاااااا (1)

دوشنبه 7 مرداد 1392 09:22 ق.ظ
طبقه بندی:متفرقه، وااااللللللاااااا، 

امروز صبح روی یكی از پل ها دیدم نوشته :

" انسان دوستی را با گداپروری اشتباه نگیریم " (یا یه همچین چیزی)

عكس یه گدا رو هم كنار صندوق صدقات گذاشته بود....

منظور اینكه جای اینكه به گدانما ها پول بدی و كارشون رونق پیدا كنه پولتو بنداز تو صندوق!

یكی نمیگه آخه پدر من! بزرگوار! انسان فهمیده و خادم مردم شهر!

اوّلا؛ اگه پول صندوقای صدقات برسه به دست مستحقش كه دیگه گدا پیدا نمیشه تو شهر!

دیّما؛ بهتر نیست جای زحمت جمله نوشتن روی پل ها یه گروه بذارین كه گدانماها رو جمع كنه؟!؟! .....

چیه؟؟ نكنه باهاشون قرارداد بلند مدت دارین؟! :-)


وااااللللللاااااا !!


كابینه ریاست جمهوری

چهارشنبه 2 مرداد 1392 02:08 ب.ظ
طبقه بندی:متفرقه، 

وقتی میبینم هر كسی  با هر سمت و هر رشته و هر جایگاهی داره راجب كابینه رئیس جمهور منتخب نظر و قول و وعده میده و شرط بندی می كنه،

پیش خودم گفتم گل شب بو چه كم از لاله قرمز دارد؟!


به نظر من، همه كابینه رئیس جمهور باید معمار باشن... یا نقاش... یا... بهر حال یه ربطی به هنر باید داشته باشن. البته هر هنری بجز هنر مردم آزاری!

این همه سال آدمای جور واجور اومدن روی كار. خوب بودن. بد بودن... هرجوری كه بود گذشت.

اصلا آقاجان كی گفته هركی دوتا مدرك الكی راجب سیاسی بازی داشته باشه می تونه بیاد رئیس و وزیر و نماینده بشه؟!

آقا مثلا من چی كم دارم؟ آدم نیسم؟ سنم كمه؟ مردم آزارم؟ بی هنرم؟ فقط به فكر خودمم و هیچ آدم دیگه ای برام اهمیت نداره؟

خو اینا رو كه خیلی از مسئولین فعلی هم دارن. تازه من حد اقل قلم واسه نوشتن دارم. و سواد. كه بنظرم خیلی مهمه. و همه می دونیم كه خیلی از بالا نشین ها....

آخه یكی نیس بگه همه اینا به تو چه!



حرف آخر :

موفق باشی آقای منتخب!!




  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!





Powered by WebGozar

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!
Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!

نظرسنجی

  • دنبال چه مطالبی در مورد معماری هستی؟

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!
Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!

Click Here for Free Traffic!
Click Here for your Free Traffic!

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
Dedicated Hosting Free Page Rank Tool